أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

62

تجارب الأمم ( فارسى )

[ منوچهر ] فرجام بد شورش تور و سلم بر ايرج و كشتن وى اين بود ، كه از ايرج پور فريدون پسرى برآمد منوچهر [ 1 ] نام ، كه كينه تو را به دل گرفت و در برابرش چندان كار ساخت و بايستاد ، تا كشور پدرش ايرج را از وى بازستانيد . آنگاه پسرى از تور تورانى بر آمد كه منوچهر را از سرزمين خويش بيرون راند و ميان آن دو جنگها رفت كه از آنها گزارشى كه پندى در آن نهفته باشد به ما نرسيده است . سپس كار به سود منوچهر باژگونه شد . وى پسر تو را از كشورش براند و تاج و تخت را باز يافت . منوچهر نكوكار و دادگر بود . وى نخستين كس بود كه هندك بكند و جنگ افزار گرد كرد ، و نخستين كس بود كه دهگانى پديد آورد ، و بر هر دهى دهگانى گماشت و مردم آن را برده و كنيز كرد و جامهء خوارى بر ايشان بپوشانيد و فرمود كه از وى فرمان برند . منوچهر چون به نيرو شد ، به سوى توران رفت و خون پدرش ايرج پور فريدون را از ايشان بخواست . پس تور پور فريدون و برادرش سرم را بكشت و كين خود بتوخت و بازگشت . سپس افراسياب پور تور ، كه توران يا فرزندان تور پور فريدون را بدون پيوند مىدهند ، برآمد و با منوچهر بجنگيد و وى را در طبرستان در ميان سپاه خويش گرفت . آن گاه با يك ديگر بساختند و در ميان خويش مرز نهادند ، چنان كه هيچ يك از ايشان از آن مرز نمىگذشت . آن مرز رود بلخ بود . ايرانيان در اين باره داستانها [ 2 ] گويند كه در گزارش آنها سودى نباشد ، و سرانجام جنگ ميان افراسياب و منوچهر پايان گرفت . [ سخنان منوچهر ] از تدبيرهاى منوچهر ، آن چه آورده‌اند ، يكى آن كه : چون از پادشاهى وى سى سال گذشت و توران به پيرامون كشورش دست يازيدند ، مردم را فرا خواند و سرزنش كرد ، و آنگاه بر ايشان سخن گفت ، و اين نخستين سخنى است با مردم كه به ما رسيده است . منوچهر گفت :

--> [ ( 1 ) ] در متن و طبرى ( 1 : 429 ) : منوشهر ، در متون ديگر : منوچهر ، منوشجهر . در اوستا Manus - Cithra . [ ( 2 ) ] از آنهاست داستان آرش شيواتير . نگاه كنيد به متن تازى تجارب الامم ، ص 12 ، پانوشت 8 .